تبليغاتX
سه ‌راو هه ولی
ايـراني بـودن ، به طول و عرض "فروهري" که ميندازي گردنت نيست به " نيک " بودن ِ رفتارتـه ...!!
تمدن ایران زمین

خبر
به مناسبت ۳۱ ارديبهشت روز هواي پاك پاوه از طرف انجمن موسقي شهر پاوه و انجمن اعتياد در مسير گردشگري مسابقه نقاشي براي كودكان بر پا ميشود اميدواريم كه با حضور خودتان اين روز را پاس بداريم


برچسب‌ها: خبر
همه اين گونه فكر ميكرديم
 
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .5 ساله كه بودم فكر ميكردم مادرم خيلي چيزها رو مي دونه .6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر. 8 ساله كه شدم ، گفتم مادرم همه چيز رو هم نمي دونه. 14 ساله كه شدم به خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.15ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، مادرم هيچي در اين مورد نمي دونه ....16 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .17 ساله كه شدم ديدم مادرم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .21 ساله كه بودم پناه بر خدا مامانم به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از مادر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره.40 ساله كه شدم مونده بودم پدر و مادرم چطوري از پس اين همه كار بر ميومدن؟ چقدر عاقلن، چقدر تجربه دارن .45 ساله كه شدم ... حاضر بودم همه چيز رو بدم كه اونا برگردن تا من بتونم باهاشون دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشونو ندونستم ......   خيلي چيزها مي شد ازشون ياد گرفت!حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ......
براي كودكان سرطاني
همه‌ی ما هزاران آرزو داریم: لاغرتر شویم، بزرگتر شویم، پول بیشتری داشته باشیم، اتومبیل بهتری سوار شویم، یک روز تعطیل؛ یک گوشی موبایل جدید؛ ملاقات با زن یا مرد رویاهایمان... ولی یک بیمار مبتلا به سرطان تنها یک آرزو داره و اون اینه که از شر سرطان خلاص بشه... به احترام مقام کسانی که از دنیا رفته‌اند و به افتخار عزیزانی که با سرطان میجنگند.... برای شفای همه بیماران دعا کنیم

     

كاريكاتور روز
        
برچسب‌ها: كاريكاتور
خداوندا
   


بخشيدن

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.

فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟

 

                                                           ادامه مطلب


برچسب‌ها: داستان
ادامه مطلب
رودخانه پاوه
چي ميشد كه با رودخانه ي پاوه كمي مهربانتر باشيم چند سالي بود كه از بي آبي رنج ميبرد ولي امسال به لطف خدا كه فصل پر آبيست بياييم به اين رودخانه بيشتر رسيدگي كنيم

          

آفرين سهراب
               
برچسب‌ها: شعر
اي خدا
        

سرت را بلند كن كسي كه بايد خجالتي بكشد تو نيستي بلكه آنهايي هستند كه ملياردها تومان ميدزدند تا سفره ي من تو خالي باشد واين من و تو هستيم كه آنها را به اين مقام رسانديم 

و قدرت خودمان را هم فراموش كرديم كه ميتوانيم ...

       

 


برچسب‌ها: نكته ها
نكته ها
 سلامتيه اون پسري که...
..
10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
..
 20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
..
 30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
..
باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
...

گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد


برچسب‌ها: نكته ها
نو91ز مبارك
                  پروردگارا دراین روزهاي پاياني سال 90،
           به خواب دوستانم آرامش،
             به بیداریشان آسایش،
              به زندگیشان نشاط،
               به عشقشان ثبات،
                به عهد و مهرشان وفا،
                 به عمرشان عزت،
                  به رزقشان بركت
                   و به وجودشان صحت،
                     عطا بفرما.
                           آمین

      

يك ابتكار جديد شهرداري
زماني اين ماشين براي جمع آوري زباله هاي شهرم خريداري شد و وظيفه اش را به خوبي انجام ميداد

ولي چند وقت پيش از اين ماشين جهت حمل گوشيهاي قاچاق استفاده شده كه توسط نيروي انتظامي گردنه شمشير متوقف ميشود كي جوابگوست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

         

آرزو هايي كه در سال 90 به دلمان ماند

اكنون كه روزهاي پاياني سال 90 را طي مي كنيم چيزي شبيه به تلنگري آزار دهنده ذهنمان را به خود مشغول كرده است ، تلنگري كه از سر نارضايتي ها ناشي مي شود ؛ تلنگري كه هرچند آهسته و نرم ذهن را درگير خود مي سازد اما حرف هاي بسياري دارد.

سالي كه با خود عهد كرديم ديگرگونه در آن رفتار كنيم و سعي كرديم تا به واقع معناي جهاد اقتصادي را درك و در آن نيز مشاركت داشته باشيم؛ سالي كه قرار بود اوضاع اقتصادي مان سامان بگيرد و اختلافمان با ديگر طبقات كم شود ، اما آنطور كه انتظار مي رفت ، نشد.
 
آرزو داشتيم  با قدرت و كيفيت توليد كنيم ، با اقتدار و بامنت صادر كنيم ، خط فقر واقعي را بشناسيم و درآمد سرانه را افزايش دهيم .
 
 آرزو داشتيم بيكاري را ريشه كن كنيم ،‌ رانت را حذف كنيم و با دلالان مقابله كنيم ؛ مي خواستيم به وعده هايمان عمل كنيم و كسي را چشم به راه نگذاريم ؛ اما نه تنها اين چنين نشد بلكه شاغلان ديروز نيز امروز خانه نشين شدند ، خط فقر بالا و بالاتر رفت و همچنان مجهول باقي ماند ، توليد ضعيف تر و صادرات كم رونق شد و اما رانت و دلالي به جايش قوت گرفت .

ادامه مطلب
چهار شنبه سوري مبارك
          

با آرزوي چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی

اطلاعيه
به اطلاع کاربران گرامی میرساند وب سایت پینوس در نظر دارد  به مناسبت اولین سالگرد فعالیت خود مراسمی با محوریت فضای مجازی و تأثیر آن ، با حضور مدیران وب سایت و وبلاگ های پاوه و اورامانات ، پزشکان ، دانشگاهیان و سایر اقشار برگزار نماید . لذا از علاقه مندان دعوت به عمل می آید که با تشریف فرمایی خود ما را در این فعالیت اجتماعی سودمند همراهی نمایید .

با توجه به اینکه ظرفیت برای عموم محدود است ( 30 نفر )   ، توصیه می شود هرچه سریعتر جهت رزرو صندلی ، نام و نام خانوادگی خود را به شماره 30009900099728  ارسال نمایید .

زمان : 25 اسفند ماه 1390  ساعت 14:30 الی 17
مکان : سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان پاوه
اسطوره ايران؟!!!!!!!!!
چرا همه اين شخصييت را ميشناسيم ولي اسطورهاي خودمان را به فراموشي سپرديم؟

نيايش
خداوندا ...

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبتهایت
مرا تنها تو نگذاری
که من تنهاترین تنهام؛ انسانم

خدا گوید :

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
تو ای انســــان !
بدان همواره آغوش من باز است
شروع كن ...
یك قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من ...